تاريخ : شنبه شانزدهم آبان 1388 ساعت: 22:34
به نام ایزد حکیم
بیاد دارم روز سیزده آبان در مدارس چه اشتیاقی داشتیم ، چقدر با غرور بر حماسه آفرینان این روز افتخار می کردیم ، و با چه تکبری از عزت و افتخار دانشجویان پیرو خط امام یاد می کردیم .
با اینکه نام گذاری سیزده آبان فقط به مناسبت تسخیر لانه جاسوسی نبود ولی بیشتر از همه، این مورد بر سر زبانها بود ، همه ی عقده ها ی مان را بر سر آمریکا خالی می کردیم و بر دخالت های بی مورد آمریکا بر کشورمان معترض بودیم . برای اعتلای عزت ملی مان اصرار می ورزیدیم.
کاری به درستی و یا نادرستی تسخیر سفارت آمریکا در آن برهه ندارم و نمی خواهم قضاوت کنم ، فقط می خواهم بگویم همه با هم بودیم و یک پارچه ، چپ و راست ، پیر و جوان ، زن ومرد ،غلط یا درست، از دست آمریکا عصبانی بودیم و این عصبانیت در شعارهایمان متجلی بود .
اما امسال بر خلاف آن روز ها به جای تجلیل از حماسه سازان این انقلاب ، که به تعبیر امام (ره ) به انقلاب دوم مشهور شد ، آنان را در زندانها محبوس کردیم ! مردم خودمان را که سالها با مشت گره کرده فریاد مرگ بر آمریکا سر می دادند ، با باتوم و گاز های اشک آور نوازش دادیم !! حقیقتا " چگونه تحلیل کنیم ؟ آیا به یک بار این مردم و آن حماسه سازان ، مخالفین و معاندین نظام شدند ؟!
چرا ؟ چگونه ؟ ؟
امسال به یقین، برای اولین بار آمریکا از دست ما ناراحت نشد ! وهیچ نهراسید ! بلکه رئیس جمهورش پیام دوستی فرستادند و خواستند که گذشته را فراموش کنیم ! به نظر می رسد ترفند دیگری در راه است ! نه شاید هم حقیقتا"راست می گویند !
تاريخ : سه شنبه پنجم آبان 1388 ساعت: 21:55
براستی با کدامین معیار ها ، با کدام آموزه ها ی دینی مان این همه بی حرمتی ، دروغگویی، توهین و تهمت وا فتراء را باید تطبیق داد ؟! چرا باید حاصل سی سال انقلاب علیه ظلم، دیکتاتوری ، استبداد و برائت از کفر ،به این همه بد فهمی از دین منجر شود ؟ حمید رسائی نماینده ی مردم در مجلس امروز در میان دانشجویان اهواز به اتهاماتی تازه علیه یاوران صدیق امام پرداخت . هر چند که دانشجویان معترض هرگز فرصت سخنرانی توامان با دروغ را به وی ندادند، اما چرا باید یک روحانی بر دروغ های خویش که خود نیزبه غلط باور کرده است،و مردم قبول ندارند؟اینهمه اصرار ورزد؟آیا کاسه ای زیر نیم کاسه است ؟ آیا اینان ملت را ساده لوح می پندارند ؟و یا می خواهند از نجابت این مردم نجیب سوء استفاده کنند ؟! چرا باید تاریخ تکرار شود ؟ جریان سال ۶۴ موسوم به ۹۹ نفر یادشان رفته ؟ سخنان صریح ا ما م( ره )در دفاع از سید عزیز را فراموش کرده اند ؟ و یا عمدا" این بار در غیاب امام ، می خواهنذ انتقام آن سالها را بگیرند ؟! زهی خیال باطل ! جناب رسائی عزیز به گمانم شما آن سالها را بیاد ندارید ! وگرنه هرگز پیروان خط امام و ولایت حتی بعد از گذشت بیست سال، باز هم در غیابش از فرمانش سر نمی پیچند !
این تذهبو ؟ رسائی عزیز
زان پیشتر که از سر ما آب بگذرد
با ناخدا بگوی که از خواب بگذرد
این کشتی شکسته در این تندباد سخت
آخر چگونه از دل گرداب بگذرد
ای سرزمین مادری، ای خانه ی پدر
یادت چو آتش از دل بی تاب بگذرد
ترسم که چاره ای نکند نوش دارویی
زین موج خون که از سر سهراب بگذرد
گر همچو رعد، نعره برآریم همزمان
کی خواب خوش به دیده ی ارباب بگذرد
زنده یاد فریدون مشیری
شعر برگرفته از: لغتنامه آنلاین دهخدا
تاريخ : یکشنبه نوزدهم مهر 1388 ساعت: 19:15
بیستم مهرماه روز جهانی خواجه حافظ شیرازی بر ملت بزرگ و سبز اندیش
ایران مبارک باد
آورده اندکه در هنگام تشییع جنازه خواجه شیراز گروهی از متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی میدانستند؛ مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند. در مشاجرهای که بین دوستداران شاعر و مخالفان او در گرفت سرانجام قرار بر آن شد تا تفألی به دیوان خواجه زده و داوری را به اشعار او واگذارند. پس از باز کردن دیوان اشعار این بیت شاهد آمد:
قدم دریغ مدار از جنازه ی حافظ
که گرچه غرق گناهست میرود به بهشت
شهرت اصلی حافظ و رمز جاودانگی آوازه او به سبب غزلسرایی و سرایش غزلهای بسیار زیباست.
نظام هستی در اندیشه حافظ همچون دیگر متفکران عارف، نظام احسن است، در این نظام گل و خار در کنار هم معنای وجودی می یابند. عشق جان و حقیقت هستی است و در دریای پرموج و خونفشان عشق جز جان سپردن چاره ای نیست. تسلیم و رضا و توکل ابعاد دیگری از اندیشه و جهانبینی حافظ را تشکیل می دهد.
فرزند زمان خود بودن، نوشیدن جان حیات در لحظه، درک و دریافت حالات و آنات حقیقی زندگی، طلب موعود و انتظار رسیدن به فضایی آرمانی، از مفاهیم عمیقی است که در سراسر دیوان حافظ به صورت آشکار و پنهان وجود دارد، حافظ گاه به زبان رمز و سمبول و گاه به استعاره و کنایه در طلب موعود آرمانی است. اصلاح و اعتراض، شعر حافظ را سرشار از خواستهها و نیازهای متعالی بشر کرده است.
روح وروانش شاد باد
بر گرفته از کتاب نیوز
تاريخ : یکشنبه دوازدهم مهر 1388 ساعت: 22:48
قطعه شعری ترکی تقدیم به هموطنانم در جای جای ایران دوست داشتنی
یازان: حسن جداری
شاعر، ای کوتله لرین، اودلو دیلی
شاعر، ای ایشچیلرین، ناله سی، فریادی، سسی
شاعر، ای خلقیمیزین قاندا بوغولموش نفسی
کوتله لرچون، اوره گین عشق و محبت له دولو
دوشمنه قارشی، وجودینده، مقدس کینه
الده، کسگین قلمین
یاز، حرارتلی، گوزل شعرلری
خلقین ایستکلرینی، ایله بیان
اونلارا ، وئر گیله شعریله، امید
کی قارانلیق گئجه،سوزسوز، گئده جاق
بو گوزل اؤلکه یه، گوندوز گله جاق
گون ، گینه نورینی بو شانلی دیاره، سپه جاق
قیش گئچیب، یاز گینه بواؤلکه نی گوللندیره جاق
باغدا، بستاندا، گینه، قیرمیزی گوللر آچاجاق
خلق، بیر گون گوله جاق
ترجمه ی شعر
منبع :آزاد
تاريخ : سه شنبه هفتم مهر 1388 ساعت: 23:15
عجیب ترین زندانهای دنیا با عکس و توضیح کامل به دیدنش می ارزد.
منبع : عصر ایران
تاريخ : دوشنبه سی ام شهریور 1388 ساعت: 23:21
سخنرانی سید محمد خاتمی در سازمان ملل در ۳۰ شهریور ۱۳۷۷
بسم الله الرحمن الرحیم
آقای رئیس !
آقای دبیر کل و حضار محترم !
چراغ هستى آدمى با تمنای رستگاری روشن بوده و هست وجوهر قیام پیامبران الهى و نیز موضوع آموزش حکیمان و مربیان برجسته بشر نیز چیزی جز رستگاری نبوده است .
تاريخ : دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 ساعت: 23:49
ای روبهک چرا ننشینی به جای خویش با شیر پنجه کردی و دیدی سزای خویش
دشمن به دشمن آن نپسندد که بيخرد با نفس خود کند به مراد و هواي خويش
از دست ديگران چه شکايت کند کسي سيلي بدست خويش زند بر قفاي خويش
دزد از جفاي شحنه، چه فرياد ميکند گو گردنت نميزند الا جفاي خويش
خونت براي قالي سلطان بريختند ابله چرا نخفتي، بر بورياي خويش
گر هر دو ديده هيچ نبيند، به اتفاق بهتر ز ديدهاي که نبيند خطاي خويش
چاه است و راه و ديده ی بينا و آفتاب تا آدمي نگاه کند پيش پاي خويش
چندين چراغ دارد و بيراهه ميرود بگذار تا بيفتد و بيند سزاي خويش
با ديگران بگوي که ظالم به چه فتاد تا چاه، ديگران نکنند از براي خويش
گر گوش دل به گفته ی سعدي کند کسي اول رضاي حق طلبد پس رضاي خويش
تاريخ : یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 ساعت: 0:12
خاطره ای از دبستانزنگ سوم بود ، درس علوم را همراه با آزمایشهای جالبش تدریس کرده بودم و آماده بودم به سئوالات دانش آموزان پاسخ بدهم، سئوالات زیاد بود و منهم سعی می کردم با به بحث کشیدن دیگر دانش آموزان درس را جذابتر کنم و بر معلومات آنها بیافزایم . چون بیشتر در مدرسه ی راهنمایی تدریس علوم کرده بودم و حتی در دبیرستان نیز زیست شناسی تدریس کرده بودم ، تسلط بیشتر به مباحث داشتم. در پایان بحث ها ،دانش آموزی سئوال کرد : آقا شما چقدر درس خونده اید ؟ مدرکتان چیست که اینقدر تسلط دارید ؟! احساس غرور کردم و بی اختیار خودم را باختم و به دروغ ، خواستم کم نیارم و خودم را با سواد تر نشان دهم ! با لحن تکبر گونه گفتم : من لیسانس زیست شناسی دارم آن ساعت گذشت و دیگر تقریبا" یادم رفته بود . در آخر سال وقتی در کلاس نبودم ،حکمی را از دفتر آموزشگاه برایم آورده بودند و بر روی میزم گذاشته بودند ، مبصر کلاس بی اختیار از روی کنجکاوی با مشاهده ی حکمم ،چشمش به آخرین مدرک تحصیلی ام افتاده بود ، فوق دیپلم آموزش ابتدائی!!
وقتی وارد کلاس شدم ، آهسته پرسید آقا اجازه ؟ پس چرا مدرکتان را فوق دیپلم درج کرده اند؟! سرخ شدم ، زرد شدم و شرمنده ! پاسخی نداشتم ، با همان لحن شرمندگی اعتراف به گناه کردم ، و دیگر هیچ دروغی را به دانش آموزانم نگفتم .تلخ ترین خاطره ای که هرگز فراموشم نمی شود .
تاريخ : سه شنبه هفدهم شهریور 1388 ساعت: 22:15
سهروردی را گفتند تا به کی از ایران سخن گویی ؟ گفت تا آن زمان که زنده ام . گفتند این بیماری است چون ایران دختره باکره ای نیست برای تو ، و گنج سلطانی هم برای بی چیزی همانند تو نخواهد بود .
سهروردی خندید و گفت شما عشق ندانید چیست ! دوباره او را گرفته و به سیاهچال بردند.
ارد بزرگ اندیشمند کشورمان می گوید : << نماز عشق ترتیبی ندارد چرا که با نخستین سر بر خاک گذاردن ، دیگر برخواستنی نیست .>>
شبها از درون روزن سیاه چال زندان سهروردی ، اشعار حکیم فردوسی را زندانبانان می شنیدند و از این روی ، وعده های غذایش را قطع نمودند و در نهایت سهروردی از گرسنگی به قتل رسید…
تاريخ : شنبه چهاردهم شهریور 1388 ساعت: 15:3
در برابرخدا
از تنگناي محبس تاريكي
از منجلاب تيره اين دنيا
بانگ پر از نياز مرا بشنو
آه، اي خداي قادر بي همتا